علي بن حامد الكوفي
25
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )
درون مىفرستادند ، تا معتمدان خاص ايشان را دربند مىكردند « 1 » ، تا « 2 » جمله مخالفان محبوس گشتند ، و در قيد و اغلال اسير گرديدند « 3 » . پس طائفه ديگر را كه از اقرباء راى « 4 » مفلس بودند استدعا فرموده مىگفت « 5 » كه فلان قرابت تو ( ص 38 ) كه از غصهء « 6 » آن « 7 » در خواب نمىشدى ، امروز راى « 4 » بر وى متغيّر شده است ، و او را در حبس كرده است . اگر مىبايد « 8 » كه از فقر و فاقه نجات يا بى ، و به تجمل و اموال مستظهر ( f 14 a ) گردى ، در بنديخانه برو و خصم خود را سرش بردار ، و خانه و متاع و اتباع « 9 » و ضياع او مضبوط خود كن « 10 » و در تصرف خود آر . و هر يك « 11 » برين نمط در مىرفتند و خصم خود « 12 » را مىكشتند ، و خانه و ستور و اقمشه و امتعه « 13 » و اموال و عيال او فرود « 14 » مىگرفتند ، چنان كه در يك شب مخالفان ناموافق را علف تيغ خونخوار كردند ، و دل ايشان از خصمان فارغ شد ، و هيچ منازعى در آن مملكت نماند كه دعوى ميراث كند . نشستن چچ بن سيلائج بر تخت ملك ساهسى راى « 15 » پس چون خدم و حشم موافق را در بيعت خود آوردند ، و تكران « 16 » مفلس كه در تبع « 17 » او موافقت نمودند « 18 » ، جمله پيش بارگاه صف زدند ، و با اسلحه تمام مستعدّ و مهيّا قيام نمودند « 18 » ، و اهل تجّار و صناع و اعيان و اكابر را حاضر فرمودند « 19 » ، و تخت مملكت « 20 » بياراستند . پس رانى سونهنديو « 21 » در پس پرده آمد . وزير بدهيمن « 22 » را بديشان پيغام داد كه
--> ( 1 ) س : مىنمودند ؛ م : مىگردانند ( 2 ) پ : و ( 3 ) پ س م : كردند ( 4 ) پ س ك م : شاه ( 5 ) ب : كردند و مىگفت ؛ م : فرمودند و مىگفت ؛ س : فرمود و مىفرمود ( 6 ) ب : خوف ( 7 ) ب پ س ك : او ( 8 ) پ : مىبايدت ( 9 ) پ ندارد : و اتباع ( 10 ) س : تمام ضبط كرده ( 11 ) پ : و از هريكى ( 12 ) پ : خصم و قرابت ؛ م : خصم قرابت ( 13 ) پ ندارد : و امتعه ( 14 ) ب س : فرو ( 15 ) ب پ س ندارد : ملك ساهسى راى ( 16 ) ب س ك م : ديگران ؛ پ : تكران ( 17 ) ب س م : تيغ ( 18 ) اين جمله در نسخه پ موجود نيست ( 19 ) پ : اكابر حاضر فرمود ( 20 ) پ : ملك ( 21 ) ك : سونهندى ( 22 ) ب س : برهمن ؛ ك : بدهن